تبلیغات
با این قلم چه چیزا می توان نوشت - معلم
 

معلم

نوشته شده توسط :امیر
چهارشنبه 20 تیر 1386-05:07

معلم در حالی که با دندان گوشه چادرش را گرفته بود ، ضربه محکمی به گوش پسر زد و گفت : (( مگر به تو یاد ندادن وقتی بزرگترت رو تو خیابان دیدی سلام کنی ؟))

پسرک در حالی که اشک در چشمانش جمع شده بود ، در انتظار سیلی دوم ماند.

پسرک پشت در کلاس نشسته بود و با خود تکرار می کرد با خانم معلم شدن سه نفر ، حالا صورت خانم مدیر ، خانم ناظم و خانم معلم رو میشناسم ، یعنی از این سه نفر کتک نمی خورم.))





نظرات() 


foot issues
شنبه 18 شهریور 1396 05:04
Thanks for the auspicious writeup. It in fact
was once a enjoyment account it. Look complicated to more delivered agreeable from you!
However, how can we communicate?
ayersxhejs722.livejournal.com
دوشنبه 1 خرداد 1396 18:50
I like the valuable information you provide in your articles.
I will bookmark your weblog and check again here frequently.
I'm quite certain I'll learn plenty of new stuff right here!
Best of luck for the next!
manicure
شنبه 19 فروردین 1396 20:32
Everything wrote was very reasonable. However, think about this, what if you added a little information? I ain't saying your content isn't
good, but suppose you added something that grabbed
people's attention? I mean با این قلم چه چیزا می توان نوشت - معلم is a
little plain. You could look at Yahoo's front page and watch how they create article headlines to get viewers interested.
You might add a related video or a pic or two
to grab readers interested about everything've written. Just my opinion, it could bring your posts a little livelier.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox