تبلیغات
با این قلم چه چیزا می توان نوشت - زنانی كه جایزه نوبل را بردند
 

زنانی كه جایزه نوبل را بردند

نوشته شده توسط :امیر
یکشنبه 29 مهر 1386-10:10

تاریخچه نوبل-آلفرد نوبل شیمیدان و صنعتگر سوئدی و مخترع دینامیت برای جبران اختراعش كه آثار مخربی داشت وصیت كرد تا به افراد و موسساتی كه تحقیقات برجسته‌ای كرده‌اند، وسیله ویژه‌ای را ابداع و اختراع كردند و یا خدمت برجسته‌ای به جامعه انجام دادند جایزه‌ای تعلق بگیرد.

از آن سال به بعد جایزه نوبل در 5 رشته فیزیك، ‌شیمی، فیزیولوژی و پزشكی، ادبیات و صلح به افراد لایق اعطا می‌شود.
وصیتنامه نوبل در 27 نوامبر 1895 میلادی در یك باشگاه سوئدی نروژی در پاریس به امضا رسید. اما در ابتدا به علت عدم وضوح و دقت كافی مورد انتقاد شدید قرار گرفت اما بعد از مذاكرات طولانی منجر به مصالحه میان مجریان وصیتنامه و موسساتی كه قرار بود جوایز را اهدا كنند، شد. پس از آن مقررات اهدای جایزه نوبل توسط دولت سوئد به تصویب رسید. نوبل 94 درصد از اموالش را برای این جایزه وقف كرده بود. شاه اسكار دوم، پادشاه سوئد، در ابتدا از اهدای این جایزه به افراد خارجی جلوگیری می‌كرد اما بعد‌ها به منظور جلب اذهان عمومی و تبلیغاتی كه برای كشور سوئد می‌شد از این اقدام استقبال كرد.
اولین مراسم اهدای جایزه نوبل در سال 1901 میلادی در رشته‌های ادبیات، فیزیك، شیمی و پزشكی در استكهلم سوئد برگزار شد.

تاریخچه نوبل-آلفرد نوبل شیمیدان و صنعتگر سوئدی و مخترع دینامیت برای جبران اختراعش كه آثار مخربی داشت وصیت كرد تا به افراد و موسساتی كه تحقیقات برجسته‌ای كرده‌اند، وسیله ویژه‌ای را ابداع و اختراع كردند و یا خدمت برجسته‌ای به جامعه انجام دادند جایزه‌ای تعلق بگیرد.

از آن سال به بعد جایزه نوبل در 5 رشته فیزیك، ‌شیمی، فیزیولوژی و پزشكی، ادبیات و صلح به افراد لایق اعطا می‌شود.
وصیتنامه نوبل در 27 نوامبر 1895 میلادی در یك باشگاه سوئدی نروژی در پاریس به امضا رسید. اما در ابتدا به علت عدم وضوح و دقت كافی مورد انتقاد شدید قرار گرفت اما بعد از مذاكرات طولانی منجر به مصالحه میان مجریان وصیتنامه و موسساتی كه قرار بود جوایز را اهدا كنند، شد. پس از آن مقررات اهدای جایزه نوبل توسط دولت سوئد به تصویب رسید. نوبل 94 درصد از اموالش را برای این جایزه وقف كرده بود. شاه اسكار دوم، پادشاه سوئد، در ابتدا از اهدای این جایزه به افراد خارجی جلوگیری می‌كرد اما بعد‌ها به منظور جلب اذهان عمومی و تبلیغاتی كه برای كشور سوئد می‌شد از این اقدام استقبال كرد.
اولین مراسم اهدای جایزه نوبل در سال 1901 میلادی در رشته‌های ادبیات، فیزیك، شیمی و پزشكی در استكهلم سوئد برگزار شد.
اهدای جایزه نوبل هر سال طی مراسمی در دهم دسامبر، سالروز مرگ آلفرد نوبل برگزار می‌شود. آكادمی علوم سلطنتی، موسسه طبی سلطنتی كاروئین، آكادمی سلطنتی سوئد و كمیته نروژی نوبل وابسته به پارلمان نروژ، چهار هیات مخصوص اعطای جایزه هستند كه تحت اساسنامه بنیاد نوبل فعالیت می‌كنند. برندگان سابق جوایز نوبل، اعضای هیات اعطای جوایز و اعضای كمیته نوبل، استادان برجسته دانشگاه و افرادی كه توسط اعطا‌كنندگان جوایز انتخاب می‌شوند، ناشر اثر نامزد
(در مورد رشته ادبیات)، اعضای پاره‌ای از سازمان‌های پارلمانی یا حقوقی بین‌المللی و اعضای پارلمان‌ها و كابینه‌ها، افراد واجد شرایطی هستند كه می‌توانند خود را برای جایزه نوبل معرفی كنند.
جایزه نوبل اقتصاد جایزه دیگری است كه از سوی آكادمی علوم پادشاهی سوئد در رشته اقتصاد داده می‌شود اما ارتباطی به بنیاد نوبل ندارد. از زمان برپایی جایزه نوبل تنها 4 نفر موفق شدند دو بار جایزه نوبل را كسب كنند، كه ماری كوری برای فیزیك و شیمی یكی از آنهاست.
كمیته بین‌الملل صلیب سرخ نیز تاكنون توانسته است سه جایزه صلح نوبل را در سال‌های 1917، 1944 و 1963 به خود اختصاص دهد.
تاكنون 770 جایزه نوبل داده شده كه البته برخی از برندگان از دریافت جایزه سرباز زدند از این میان 34 جایزه به زنان تعلق دارد. مادام كوری دو سال بعد از پایه‌ریزی جایزه نوبل در سال 1903 توانست اولین زنی باشد كه جایزه نوبل را به خود اختصاص دهد و زنان توانسته‌اند بعد از آن به جز رشته اقتصاد در بقیه رشته‌ها این جایزه را به‌دست بیاورند. از این میان می‌توان به تونی موریسون، مادر ترزا، نادین گوردیمر، برتافریفرا ون‌ساتنر، شیرین‌ عبادی و دوریس لسینگ اشاره كرد.
برتا فریفرا ون‌ساتنر؛ نوبلی برای مبارزه با اسلحه
ون ساتنر در 9 ژوئن سال 1843 در پراگ پایتخت چكسلواكی به دنیا آمد. او فرزند یك ارتشبد اتریشی و از خانواده‌ای متوسط بود و از سال 1873 سرپرست خانواده ساتنر شد. او در سال 1870 به نامزدی بارون آرتور كندا سوروون ساتنر مهندس و رمان‌نویس كه 7 سال از او كوچك‌تر بود در آمد. مخالفت خانواده او با این وصلت باعث شد تا برتا در سال 1876 برای همكاری با نوبل به عنوان یك منشی خانگی به پاریس برود و پس از بازگشتش از آنجا به طور مخفیانه با ساتنر ازدواج كند اگر چه وی ملاقات بسیار كمی را با آلفرد نوبل داشت اما تا هنگام مرگ وی در سال 1896 با او در تماس بود. آخرین دیدار آنها در كنگره صلح برن بود كه برتا نیز در آن حضور داشت. این كنگره در اوت 1892 در زوریخ برگزار شد. در ژانویه سال 1893 نوبل طی نامه‌ای به برتا نوشت كه قصد دارد به مرد یا زنی كه در راه برقراری صلح در اروپا بیشترین تلاش را بكند جایزه‌ای اختصاص دهد و چند ماه بعد از آن طرحی به نام نوبل را تنظیم كرد. در طرح نهایی نوبل 5 جایزه تعیین شده بود كه یكی از آنها را به صلح اختصاص داده بود و تصور می‌كرد اولین جایزه صلح را به برتا بدهند اما 4 جایزه صلح اهدا شد تا سرانجام در سال 1905 نوبت به ساتنر رسید. بسیاری از افراد بر این باور بودند محبوبیت‌های فراوان ساتنر در فعالیت‌های صلح‌جویانه و نامه‌ای كه وی به آلفرد نوبل نوشت باعث شد تا جایزه صلح در میان 5 جایزه نوبل قرار بگیرد. پایه‌ریزی سازمان صلح‌طلبان اتریش در سال 1891 از جمله مهم‌ترین اقدامات او در زمینه فعالیت‌های صلح‌جویانه بود. او در زمره زنان پیشگام در عرصه فعالیت‌های صلح‌طلبانه است. او در سال 1889 مهم‌ترین رمانش را با عنوان اسلحه‌ها را زمین بگذارید با تاثیر از كلبه عمو تم هریت بیچر استو نوشت و به جنبش صلح‌طلبان پیوست. ساتنر در ابتدای قرن بیستم به شهرت جهانی رسید. بیورنسون نویسنده مشهور نروژی و عضو كمیته صلح نوبل در تجلیل از ساتنر می‌گوید: «او در یكی از نظامی‌ترین كشورهای اروپا همواره شعار مرگ بر اسلحه را سر داد». او همچنین تاثیر ساتنر را در گسترش جنبش‌های صلح‌طلبانه غیر قابل انكار توصیف كرد. از سال‌های 1892 تا 1899 ساتنر سردبیری مجله سلاح‌های خاموش كه نام رمانی از وی نیز است را بر عهده داشت. او در فعالیت‌های صلح‌طلبانه‌اش تفكرات اچ. ی. بكل هربرت اسپنسر و چارلز داروین را انعكاس می‌داد. كتاب‌های فلورانس، نایتینگل و همسر بارون ساتنر از جمله كتاب‌هایی است كه توسط آلن ك. اس نویسنده سوئدی راجع به این صلح‌طلب برجسته نوشته شده است.
تونی موریسون، اولین نوبل برای سیاه پوستان
تونی موریسون با نام اصلی «كلوئه آنتونی ورفورد» نخستین سیاهپوست آمریكایی و هشتمین زن برنده جایزه نوبل ادبی است. او در سال 1993 توانست این جایزه را از آن خود كند.
موریسون در 18 فوریه سال 1931 در شمال ایالت اوهایو به دنیا آمد. او لیسانس ادبیات انگلیسی خود را در سال 1953 از دانشگاه هاروارد كسب كرد و برای ادامه تحصیلات به دانشگاه كرنل رفت. پنجمین رمان موریسون با عنوان «محبوب» كه در سال 1984 نوشته شده بود توانست جایزه پولیتزر سال 1988 را به خود اختصاص دهد. آبی‌ترین چشم‌ها، سرود سلیمان، مرغ دام و جاز از دیگر آثار او هستند. موریسون در طول سال‌ها فعالیت حرفه‌ای‌اش پیوسته به عنوان یك سیاهپوست به مبارزه علیه معضلات و بی‌عدالتی‌های گریبانگیر زنان و سیاهان به خصوص زنان سیاهپوست پرداخت. وی از سال 1957 به تدریس در دانشگاه هاروارد پرداخت و در همین سال‌ با هارولد موریسون ازدواج كرد و نام خود را به تونی موریسون تغیر داد. او در سال 1962 به انجمن نویسندگان پیوست. موریسون در یكی از یادداشت‌های خود می‌نویسد: «یك روز چیزی برای خواندن نداشتم پس با شتاب داستان كوتاهی درباره دخترك سیاهپوستی كه دوست داشت یك جفت چشم‌ آبی داشته باشد نوشتم».
نتیجه‌ این اقدام وی خلق نخستین داستان بلند او به نام «آبی‌ترین چشم‌ها» شد كه در سال 1970 به چاپ رسید.
موریسون در سال 1964 از همسرش جدا شد و كارش را در دانشگاه ییل آمریكا از سال 1976 آغاز كرد. وی در آنجا به تدریس ادبیات سیاهان و فنون داستان‌نویسی پرداخت. نثر آهنگین و شعر‌گونه و كنار هم قرار دادن فرم‌های نگارش قرن نوزدهم و بیستم از ویژگی‌های نثر موریسون به شمار می‌آیند.
مادر ترزا، نوبلی برای عشق ورزیدن
«آگنسن گونكسا بوژاكسیو» (مادر ترزا) در 27 اوت سال 1910 در خانواده آلبانیایی در پایتخت مقدونیه كنونی چشم به جهان گشود. مادر ترزا انسان عجیب و مهربانی بود كه فارغ از رنگ و نژاد با فقرا، جذامیان، و قربانیان ایدز در سراسر جهان می‌نشست. هندیان به او لقب قدیسه دادند. وی در سال 1979 موفق به كسب جایزه صلح نوبل شد.
به علت تفاوت‌های فراوان مادر ترزا با دیگر دریافت‌كنندگان جایزه صلح، رئیس كمیته صلح نوبل اظهار داشت «یك كار برجسته سیاسی، اجتماعی یا فكری هر قدر موثر و برنامه‌ریزی شده باشد چیزی نیست جز بنا كردن خانه‌ای بر شن، مگر آنكه روح مادر ترزا الهام بخش آن بنا باشد». وی در سال 1928 به صومعه راهبه‌های مریم باكره در ایرلند پیوست و در سال بعد از آن به عنوان مبلغ به هند رفت و به تدریس جغرافیا پرداخت. وی به همراه گروه دیگری از مبلغان در گروهی با عنوان «مبلغان نیكوكاری» به عشق ورزیدن و مراقبت كردن از افرادی كه كسی را برای محبت كردن نداشتند پرداخت. مادر ترزا بیش از 50 پروژه عظیم كمك رسانی در قالب خانه‌ كودكان، كلینیك‌ها، انجمن‌های حمایت از فقرا و جذامیان بر‌پا كرد. كار این گروه تنها به هندوستان ختم نشد و به مناطق جنگ زده و فقر زده سراسر جهان كشیده شد. مادر ترزا همچنین اقدام به تاسیس سرپناهی برای قربانیان ایدز كرد تا آنها اگر زندگی آبرومندی ندارند، آبرومندانه بمیرند.
مادرترزا با خدمت به انسان‌هایی از نژاد‌ها، مذاهب و ملیت‌های متفاوت مرز‌ها را شكست و با بنیادی‌ترین شیوه یعنی تاكید بر خدشه‌ناپذیر‌ بودن شأن انسانی صلح را ترویج كرد.
ترزا در سال 1965 به مقام اسقفی نائل شد و در سال 1971 توانست جایزه صلح كلیسای كاتولیك را از آن خود كند.
مادر ترزا در سال 1997 به علت سكته قلبی در كلكته جان خود را از دست داد. زمانی كه خبر مرگ او به گوش جهانیان رسید ژاك شیراك رئیس‌جمهور فرانسه در مورد او گفت: « امشب عشق كمتر، محبت كمتر و نور كمتری در دنیا وجود دارد». مذهب وی عشق و بی‌ریایی بود و فارغ‌ از تعصبات نژادی و مذهب به نجات جان انسان می‌پرداخت.
نادین گوردیمر؛ نوبلی برای یك سبك ساده
نادین گوردیمر در 20 نوامبر سال 1923 میلادی در حومه شهر ژوهانسبورگ پایتخت آفریقای جنوبی به دنیا آمد. پدرش جواهر‌فروشی اهل لیتوانی و مادرش یك مهاجر و
انگلیسی تبار بود. به گفته گوردیمر تفكر مادرش روحیه انسان دوستی را در خانه حكم‌فرما كرده بود. او از همان كودكی رنج و تحقیر كارگران سیاهپوست معدن را مشاهده كرد زیرا زادگاهش از مراكز معادن طلا بود. او از همان دوران كودكی به قدری به مطالعه علاقه‌مند بود كه خانواده‌اش او را بیمار می‌دانستند. گوردیمر نگارش داستان‌های كوتاهش را از سن 15 سالگی آغاز كرد و از سال 1951 شروع به چاپ داستان‌های خود كرد و اولین مجموعه داستان كوتاهش «صدای ملایم مار» را در سال 1952 منتشر كرد و پس از سال 1960 به جنبش ضد‌آپارتاید آفریقای جنوبی پیوست. او همچنین اولین رمانش را با نام «روز‌های فریبنده» در سال 1953 وارد بازار كتاب جهان كرد. این نویسنده مجموعا 14 رمان از جمله «محافظه‌كار» (1974) كه جایزه بوكر را به دست آورد و همچنین نمایشنامه، مقاله و داستان‌های كوتاه بسیاری را به رشته تحریر درآورده است. سبك نویسندگی‌اش به گونه‌ای نبود كه برای بقا در عرصه نویسندگی دست به كار‌های عجیب و غریب بزند و علاقه‌ای هم به سبك‌های جدید نداشت. او در سال 1991 توانست جایزه نوبل ادبی را از آن خود كند. او تحت تاثیر نویسندگانی چون اپتن سینكلرآمریكایی، دی‌. اچ، لارنس انگلیسی و ایوان تورگینیف روس بود. او تمام عمر خود را صرف نویسندگی و دفاع از سیاهپوستان كرد و به همین دلیل بیشتر كتاب‌هایش در كشورش توقیف شد اما با این حال او اعتقادی به سانسور نداشت و آن را مانعی برای كارش می‌دید. گوردیمر كه زن سفید پوستی است به كنگره ملی آفریقا پیوست و از دوستان نلسون ماندلا به شمار می‌رود. او در مورد اولین تجربه‌های داستان نویسی‌اش می‌گوید: من كه داستان‌های عالی بسیاری می‌خواندم و همین دلیل ساده باعث نوشتن من شد با شروع كار رمان‌نویسی سعی كردم زندگی واقعی محیط اطرافم را در نوشته‌هایم بیاورم، زندگی كه بر من تاثیر‌گذار بود. گوردیمر بر این باور است كه اگر یك نویسنده و روشنفكر به دغدغه‌ها و آگاهی‌های زمانه‌اش واقف نباشد، مرده است. او جزو معدود نویسندگانی است كه از مقابله با منتقدان هراسی ندارد و بارها در مناظره با آنها شركت كرده است و سوالات آنها را بی‌پاسخ نگذاشته است. بعد از فروپاشی آپارتاید بیشتر افراد بر این باور بودند كه داستان‌های گوردیمر رو به افول خواهد رفت. با این حال از سال 1994 زمانی كه اولین انتخابات آزاد در آفریقای جنوبی برگزار شد. او موفق شد هشت كتاب را به نگارش در بیاورد. او در این كتاب‌ها به مشكلات دیگر این قاره همچون ایدز، فقر، محرومیت و بزهكاری پرداخت. او برخلاف دیگر دوستان برنده نوبلش مانند گونتر گراس، ول سوبیلكا یا داریو فو كه با چاپ زندگینامه‌هایی از خود و بینش سیاسی‌شان گفته‌اند، این كار را نكرد، زیرا به عقیده او نوشتن یك زندگینامه مستلزم كنكاش در زندگی شخصی و بازگو كردن آن است كه فكر می‌كنم به كسی ارتباطی ندارد. او بر این باور بود كه از زندگی‌اش تنها كتاب‌هایش است كه برای دیگران جالب و مهم است.«خانه اسلحه»، «یك زندگی در پیش بگیرد» و «بتهوون یك شانزدهم سیاهپوست بود» از جمله جدیدترین آثار او هستند.
دوریس لسینگ؛ نوبلی برای یك ضدفمینیست
دوریس می‌تیلور برنده جایزه ادبی سال 2007 در 22 اكتبر 1919 از والدینی انگلیسی در كرمانشاه ایران متولد شد. پدرش كارمند بانك بود و در جریان جنگ جهانی اول برای ارتش انگلستان خدمت می‌كرد. او به همراه خانواده‌اش به زیمبابوه سفر كرد و تحصیلش را به اجبار والدین در یك مدرسه كاتولیك آغاز كرد اما در نهایت در سن 15 سالگی درس و مدرسه را رها كرد و در خانه به تحصیل علم پرداخت. لسینگ اولین رمانش را با نام «چمن آواز می‌خواند» در سال 1949 در لندن منتشر كرد. این كتاب به توصیف سركوب نژادی و استعمار می‌پردازد. لسینگ در دهه 1980 كه محبوبیتش تا حدی كاسته شده بود برای اینكه دریابد كه نام نویسنده تا چه حد در انتشار اثرش تاثیر دارد رمانش را با نامی مستعار برای ناشر فرستاد. این كتاب بعدها پس از روشن شدن هویت واقعی نویسنده به چاپ رسید. لسینگ در سال 2001 توانست جایزه «پرنس آستریاس» اسپانیا را به خاطر دفاع از آزادی و جهان سوم كسب كند. او همچنین جایزه «تیت بلك» را برای رمان «زیر پوست من» و جایزه ادبی «دیوید كوهن» انگلیس را در كارنامه خود دارد. لسینگ هم‌اكنون در سن 87 سالگی در حومه لندن در هامپستر زندگی می‌كند.





نظرات() 


Britney
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 08:05
Highly descriptive post, I liked that bit.
Will there be a part 2?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox