تبلیغات
با این قلم چه چیزا می توان نوشت - عصای حضرت موسی(ع)
 

عصای حضرت موسی(ع)

نوشته شده توسط :آذرخش
یکشنبه 22 خرداد 1390-16:10

سلام دوستان

این شعر حمید مصدق همیشه باعث میشه به فکر فرو برم




پنداشت او قلم

 در دستهای مرتعشش
باری عصای حضرت موساست
می گفت
 اگر رها کنمش اژدها شود
 ماران و موری های
 این ساحران رانده وامانده را
فرو بلعد
می گفت
وز هیبت قلم
فرعون اگر به تخت نلرزد
دیگر جهان ما به چه ارزد ؟
بر کرسی قضا و قدر
قاضی
 بنشسته با شکوه خدایان تندخو
تمثیل روزگار قیامت
انگشت اتهام گرفته به سوی او
برخیز
 از اتهام خود اینک دفاع کن
این آخرین دفاع
پیش از دفاع زندگیت را وداع کن
می گفت
امان دهید
 تا آخرین سپیده
 تا آخرین طلوع زندگیم را
نظاره گر شوم
 پیش از سپیده دم که فلق در حجاب بود
 بر گرد گردنش اثری از طناب بود
و چشمهای بسته او غرق آب بود
 در پای چوب دار
هنگام احتضار
 از صد گره گرهی نیز وا نشد
 موسی نبود او
 دردستهای او قلمش اژدها نشد

---------------------------------------------

در گذر گاه زمان
لحظه ای منتظر خیز بلند

و پس ثانیه های اندوه
سال ها ترک دل و دین کردیم
و هنوز استاده
تا به یک خیز بلند
عزم آن خانه آباد کنیم

شعر های بی حجابم را ببین
دیگر از اندوه دوران خسته ام
پرده های واژگان بی هدف را می درم
دیگر از حد و حصار با من مگو





نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox