تبلیغات
با این قلم چه چیزا می توان نوشت - من و شب
 

من و شب

نوشته شده توسط :آذرخش
دوشنبه 16 خرداد 1390-14:43

سلام دوستان
میای! هیچ اتفاقی نمیفته! راه میفتی صدای پات رو کسی نمیشنوه و نمیشناسه! تو شروع کردی به فهمیدن آنچه نافهمیدنیست هر چی تلاش میکنی بیشتر میفهمی که نباید بفهمی! نمیخوان بفهمی! اما تو دست بردار نیستی تا اینکه آنچه باید و میتونی درک کنی رو درک میکنی.
خسته میشه نه این چیزی نبود که میخواستی تو تنهایی مانند روحی شبگرد با هیچ هدفی، راه میری! فقط میری و هنوز مطمئنی این اون چیزی نبود که باید باشه و باز هم با نگاهی گنگ در دل شب یخزده دنبال کور سویی هر چند بیرنگ میگردی و منتظری ...

بلاخره نوری جذبت میکنه آره شاید اینه ! میدوی و میدوی و میرسی ! آه! کرم شبتابی سرگردانتر از تو راه رو از تو میجوید و باز هم تو و شب بیستاره و راه ...

ادامه دارد ......




نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox