تبلیغات
با این قلم چه چیزا می توان نوشت - تیک ، تاک
 

تیک ، تاک

نوشته شده توسط :امیر
دوشنبه 16 خرداد 1390-14:06

تیک تاک، تیک تاک!
صدای اشناییه، صدای اینقدر نزدیک که گاهی فراموش میشه، فراوش میشه که چقدر زود عقربه های ساعت با هم مسابقه میدن تا یک روز دیگه از عمر ما بگذره، فراموش میشه که روزی که سپری شد دیگه بر نخواهد گشت! فراموش میشه که باید هر لحظه از عمر را غنیمت شمرد  و بعدش حسرت از یاد بردنش را می خوریم، اره حسرت می خوریم و باز فراموش می کنیمش. 
البته  یک روز هم میرسه که هر ثانیه برامون مهم میشه، وقتی که دیگه عمری برامون نمانده و به عقربه خیره شدم تا وقت دیدار برسه، دیداری که ازش می ترسیم، اره می ترسیم چون چیزی توی کوله بارمون نداریم، اون زمان هم حسرت ی خوریم، کاش اون کارو می کردم، کاش اون روز میرفت و ... اما دیگه هیچ چیز بر نمی گرده!!!
الان دارم به صدای ساعت گوش میدم: تیک تاک ، تیک تاک و حسرت گذشته ای را می خورم که برنخواهد گشت!




نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox