تبلیغات
با این قلم چه چیزا می توان نوشت - قاتلی بدون سایه" رستاخیر سوداگران" (جلد دو) Shadowless
 

قاتلی بدون سایه" رستاخیر سوداگران" (جلد دو) Shadowless

نوشته شده توسط :امیر
یکشنبه 29 اسفند 1389-13:44

جلد دوم رستاخیر سوداگران


حسین کاظمی دیگر خبرنگار بی ازار قدیم نیست؛ او حالا یک فرمانده هراس انگیز در لشگر شیطان شده است که خودش هم در اغاز مثل شما از تمامی پیچ و خم های داستان زندگیش بی خبر است. بله! او درگیر یک فراموشی می شود که دلیل ان نیز هم قسمتی از همان فراموشی است !
در این داستان شما با انبوهی از موجودات جهنمی و زشت و بد ترکیب یک شهرارواح ، لشگر ششم شیطان ، دروازه های جهنم و یک قاتل کم حافظه دم دمی مزاج روبرو خواهید شد
قسمتی از داستان
دیگری بینیش به كل نابود شده بود , یكی از چشمانش از حدقه بیرون امده بود و فك پایین نداشت،‌زیانش از دهانش بیرئن زده و ابش را روی ردایش می ریخت!
تنها چیزی كه ان دو موجود فرت انگیز را شبیه هم می كرد، سرهای بدون موشان بود كه سوراخ های زیادی رویش قرار داشت! در مغز ان دو بی شك كرم ها می رقصیدند و از مغرشان تغدیه می كردند،‌یك سوال فوراً در ذهنم نقش بست!
- ایا من هم مانند انها خواهم شد؟

لینک دانلود
good-life

این داستان ادامه ای بر قاتلی بدون سایه است و به تازگی تمام شده است!
این داستان هم از ابتدا تا انتها در سایت زنگی خوب قرار گرفت!




نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox